تبلیغات
سایبون عاشقی
http://smsjok.persiangig.com/elham-bakhsh/01/payamak-elhambakhsh-13.jpg


تاریخ : جمعه 2 اسفند 1392 | 03:30 ب.ظ | نویسنده : هستی قربانی | نظرات


تاریخ : جمعه 2 اسفند 1392 | 11:34 ق.ظ | نویسنده : هستی قربانی | نظرات




تاریخ : پنجشنبه 1 اسفند 1392 | 12:01 ب.ظ | نویسنده : هستی قربانی | نظرات


تاریخ : پنجشنبه 1 اسفند 1392 | 12:00 ب.ظ | نویسنده : هستی قربانی | نظرات

















تاریخ : پنجشنبه 1 اسفند 1392 | 11:48 ق.ظ | نویسنده : هستی قربانی | نظرات


تاریخ : پنجشنبه 1 اسفند 1392 | 11:42 ق.ظ | نویسنده : هستی قربانی | نظرات


اهل  دانشگاهم رشته ام علافی است 


جیب هایم خالی است.


پدری دارم حسرتش یک شب خواب


دوستانی همه ازدم ناباب.


وخدایی که مراکرده جواب .  


  اهل دانشگاهم


قبله ام استاداست جانمازم نمره


خوب می فهمم سهم آینده من بیکاریست .


من نمی دانم که چرامی گویند مردتاجرخوب است


ومهندس (کتابدار)بیکار


وچرادروسط سفره مامدرک نیست


چشم هارابایدشست جوردیگرباید دید


باید ازمردم داناترسید


بایدازقیمت دانش نالید


وبه آنها فهماند که من این جافهم رافهمیدم


من به گورپدر علم وهنر خندیدم.



تاریخ : پنجشنبه 1 اسفند 1392 | 11:27 ق.ظ | نویسنده : هستی قربانی | نظرات
تاریخ : چهارشنبه 30 بهمن 1392 | 10:31 ق.ظ | نویسنده : هستی قربانی | نظرات
تاریخ : چهارشنبه 30 بهمن 1392 | 10:23 ق.ظ | نویسنده : هستی قربانی | نظرات
تاریخ : چهارشنبه 30 بهمن 1392 | 10:18 ق.ظ | نویسنده : هستی قربانی | نظرات




به لحظه لحظه هایه زیبایی قسم


که زیبا ترین لحظه من با تو بودن است


با هم باشیم دست در دست هم


من دستانت را میفشارم


و با هم راهی میشویم


بسوی خوشبختی


در زیر درختان سبز استراحت میکنیم


و باز براه میفتیم من که


از خستگی توان ندارم


زیبایی تو و آن تلاش


بی حد تو را میبینم


که گویا خوشبختی دارد مرا صدا میزند


آری این خوشبختی من است


با تو بودن


با تو رفتن


با تو در زیر درختان سبز آرامیدن


و با تو به پرواز در آمدن


چه زیباست برایم با تو بودن


ای عشقم


ای نازنینم


دوستت دارم


تقدیم به محمد عزیزم




تاریخ : چهارشنبه 30 بهمن 1392 | 09:37 ق.ظ | نویسنده : هستی قربانی | نظرات

هستند کسانی که از شدت دلتنگی به کما رفته اند ...

 
     حرف نمیزنند ...
 

     راه می روند ...


     نفس میکشند ...


     ولی چیزی حس نمیکنند !


     فقط فکر میکنند و


     فکر میکنند و


     فکر میکنند ...!

 


تاریخ : چهارشنبه 30 بهمن 1392 | 08:53 ق.ظ | نویسنده : هستی قربانی | نظرات


 



تنهایی هزاران بار بهتراست


ازینکه با کسی باشی که هواسش با تو نیست!!


وفقط در اَن هنگام با تو است که کسی با او نیست !!!



تاریخ : چهارشنبه 30 بهمن 1392 | 08:43 ق.ظ | نویسنده : هستی قربانی | نظرات


خوش به حال فرهاد

که بزرگترین غمش شیرین بود 


تاریخ : دوشنبه 2 دی 1392 | 12:19 ق.ظ | نویسنده : هستی قربانی | نظرات

همۀ آدما برای خودشون یه چیز " یواشکی" دارن ,



یه اتفاق یواشکی ,


یه حس یواشکی ,


یه آدم یواشکی ,


شایدم یه عشق یواشکی



همۀ آدما برای خودشون


 یه چیز " یواشکی" دارن ,




یه اتفاق یواشکی ,



یه حس یواشکی ,



یه آدم یواشکی ,



شایدم یه عشق یواشکی



دوست دارم یواشکی....♥


دوست دارم یواشکی....♥




تاریخ : دوشنبه 2 دی 1392 | 12:16 ق.ظ | نویسنده : هستی قربانی | نظرات

عـــشـــق یـــعنــــــی ایـــنکـــه وقــــــتـــی میـــخـــوای بخـــوابی





یـــه اس ام اس ازش میــــــاد حتـــی قبـــل ایـــن کـــه بـــدونـــی چـــی نوشـــته




لبـــخنـــد مـــیاد روی لبــــــت…




همیـــن که یـــه لحـــظـــه بهـــت فکـــر




میکــــــرده واســـت انــــــدازه یه دنــــــیا مـــی‌ارزه…....



تاریخ : دوشنبه 2 دی 1392 | 12:13 ق.ظ | نویسنده : هستی قربانی | نظرات


میپرســــند مجـــردم یـــا متأهــــل؟



مـی‌گـویـــم متعـــــهـدم!



متعـــــــهد به عشـــــــق ِ تــــو ...




تاریخ : یکشنبه 1 دی 1392 | 11:58 ب.ظ | نویسنده : هستی قربانی | نظرات

اگر از آن دسته مردهایی هستید



که فکر می کنند،



 جملات اهمیتی ندارد



وتنها چیزی که مهم است درون شماست




کاملا در اشتباهید





تا زمانی که با این احساسات درونی تان جمله ای نسازید



و همسرتان را از آن ها با خبر نکنید،



هیچ اتفاق خوبی در زندگی مشترک تان نخواهد افتاد.



اگر هم از اهمیت این جملات باخبرید



 اما نمی دانید چه بگویید و از کجا شروع کنید،



بهتر است از این توصیه ها کمک بگیرید



و با دنیای زنان آشنا تر شوید.



 باید باور کنید که دنیای ذهنی زنان و مردان تفاوت زیادی دارد



و اگر می خواهید همسرتان را خوشحال کنید



باید به دنیایش وارد شوید و او را به شیوه خودش آرام و شاد کنید.




تاریخ : یکشنبه 1 دی 1392 | 11:44 ب.ظ | نویسنده : هستی قربانی | نظرات




تاریخ : یکشنبه 1 دی 1392 | 11:34 ب.ظ | نویسنده : هستی قربانی | نظرات





گاهی باید دست هاش رو بگیری توی دستت...


فقط یه جمله بهش بگی :


من واسه یه لحظه بیشتر با تو بودن حاضرم همه دنیام رو بدم




تاریخ : یکشنبه 1 دی 1392 | 11:28 ب.ظ | نویسنده : هستی قربانی | نظرات


عشقم....



سرم که به شانه ات برسد تمام است



 همه ی دردها.همه ی اشک ها...



آسمان رنگش را مدیون  چشمان توست



 من...این ارامش را مدیون تو هستم



اسمان برایم سقف نمیشود؟؟!



نشود!!!



زمین زیر پایم استوار نیست؟؟!



نباشد!!!



این ها به چه کارم می ایند؟!



سرم که روی شانه ات باشد هیچ چیز نمیخواهم



نه از زمین نه از زمان



شانه ات بس است!





تاریخ : یکشنبه 1 دی 1392 | 11:25 ب.ظ | نویسنده : هستی قربانی | نظرات




دلت که گرفت دیگر منت زمین را نکش


عرش اعلی درش به روی همه باز است

 بخوان اورا با مهربانی

اغوش میگشاید

ناگفته تورا میخواند

 و اجابت میکند

خدایا ..
.


تاریخ : پنجشنبه 14 آذر 1392 | 03:41 ق.ظ | نویسنده : هستی قربانی | نظرات

نگران چی هستی؟


گاهی  خدا   درها و پنجره ها را قفل میکنه


زیباست اگر فکر کنی بیرون طوفانه


و


خدا


میخواد از تو محافظت کنه


پس بخند



تاریخ : سه شنبه 12 آذر 1392 | 04:04 ق.ظ | نویسنده : هستی قربانی | نظرات

این تست فقط 3 پرسش دارد

و جواب ها شما را شگفت زده خواهند کرد.

 جواب ها را نخوانید

زیرا مغز مانند چتر نجات عمل میکند،

وقتی که باز است بهتر کار میکند.

اگر به جواب ها نگاه کنید نتیجه درستی نخواهید گرفت.


یک قلم و کاغذ بردارید و به سوالها پاسخ دهید.


این یک تست صادقانه است


که اطلاعات زیادی از خودتان به شما می دهد.


حالا شروع کنید.....!!!



1- نام های این حیوانات را به ترتیب علاقه خود قراردهید:


گاو

ببر

گوسفند

اسب

خوک


2- یک کلمه برای توصیف اسامی زیر بنویسید:


سگ

گربه

موش صحرایی

قهوه

دریا


3- به کسانی فکر کنید


(کسانی که شما را بشناسند و برای شما مهم باشند)


و آن ها را به رنگ های زیر ربط دهید


( افراد تکراری نباشند. برای هر رنگ، نام یک فرد).


زرد

نارنجی

قرمز

سفید

سبز



توجه: جواب های شما باید دقیقاً همانی باشند که مطلوب شماست.


حالا تعابیر و تفاسیر جواب هایتان را بخوانید.




گاو یعنی "کار."

ببر یعنی "غرور و فخر."

گوسفند یعنی "عشق."

اسب یعنی "خانواده."

خوک یعنی "پول."







توصیف شما از سگ، "شخصیت شماست."

توصیف شما از گربه، "شخصیت شریک زندگی تان است."

توصیف شما از موش صحرایی، "شخصیت دشمن شماست."

توصیف شما از قهوه، "تعبیر شما از رابطه زناشویی است."

توصیف شما از دریا، "زندگی خود شماست."







زرد : "کسی که هیچ وقت فراموشش نخواهید کرد."

نارنجی : "کسی که به نظر شما دوست واقعیتان است."

قرمز : "کسی که شما به او عشق می ورزید."

سفید : "جفت روح شما."

سبز : "کسی که تا آخر عمرتان او را به خاطر خواهید داشت."




تاریخ : سه شنبه 12 آذر 1392 | 03:57 ق.ظ | نویسنده : هستی قربانی | نظرات

چهار قانون مهم شادکامی و موفقیت





قانون اول: نعمت‌هایت را بشمار


نعمت‌هایی را که در زندگی داری، بشمار.


چرا فقط توجهت را بر روی نداشته‌هایت متمرکز می‌کنی


و فکرهایت را درهم می‌ریزی؟این اولین قانون است


از هم اکنون کاغذ و قلمی بردار


و تمام داشته‌هایت را که خدای مهربان، تقدیمت کرده است،


بنویس و به خاطر آن‌ها، خدا را شاکر باش،


نعمت شنیدن، صحبت کردن،


دیدن و هر چیزی را که داری.


تو چیزهای زیادی داری.


نعمت‌های تو از ظرفیتت بیشتر است


و تو هرگز به آن‌ها فکر نمی‌کنی


و از آن‌ها بهره نمی‌بری.


خداوند، این نعمت‌ها را که با سخاوت به تو اهدا کرده،


در نظرت خیلی عادی و معمولی جلوه کرده است.



حتی اکنون، تو از نعمت‌هایی که می‌توانند


به تو سربلندی و افتخار ببخشند، برخورداری.


این‌ها گنجینه‌هایی هستند که مانند ابزاری برای ساخت،


می‌توانند آینده بهتر تو را پی‌ریزی کنند.


از امروز شروع کن،


ضعف‌هایی که شکست تو را فراهم می‌آورند،


فقط در فکر تو زندگی می‌کنند.


فهرست نعمت‌هایت را دوباره مرور کن،


دارایی‌هایت را حساب کن.


تو خیلی از چیزها را داری که دیگران از آن محروم‌اند.


روی این قانون، خوب فکر کن.

.

.

.

 

قانون دوم: بی‌نظیر بودنت را جار بزن



تو خودت را در قبرستان ناکامی‌ها و فکرهای منفی،


دفن کرده‌ای و همان طور که دراز کشیده‌ای،


حتی نمی‌توانی شکست‌هایت را ببخشی


و خودت را با تنفر از خویشتن و متهم سازی خود،


نابود سازی و خود را در مقابل دیگران، مقصر می‌دانی.


حالا از قبرستانی که در آن، جز ناکامی و ناامیدی نیست،


بیرون بیا و به خودت هر روز بگو: من گنجینه با ارزشی هستم،


چون خدای یکتا من را آفریده


و در دنیا یکی مانند من خلق نشده است.


بی‌نظیر بودن و نادر بودنت را جار بزن و به آن افتخار کن.



چرا به کسانی که تو را خوار می‌پندارند، گوش می‌دهی



و از همه بدتر، آن‌ها را باور داری؟



من بی‌نظیرم و به خودم افتخار می‌کنم.



این را با فریاد، هر روز بگو.
.

.

.

قانون سوم:


یک کیلومتر 


بیشتر از آن چه باید راه بروی، راه برو



تنها عامل دست‌یابی به موفقیت،


آن است که خدمتی بهتر و بیشتر از آن چه از تو انتظار می‌رود،


ارائه دهی. مهم نیست که وظیفه تو چیست.


مطمئن‌ترین راه برای این که خودت را به حد متوسط بکشانی،


این است که به اندازه وظیفه‌ای که برایت مشخص شده است،


کار کنی.


به این فکر نکن که اگر بیش از دستمزدت کار کنی،


به تو اجحاف شده است


زیرا اگر پاداش کار تو، امروز به تو بازنگردد،


فردا به طور حتم، بازخواهد گشت.



یک کیلومتر، اضافه راه برو.



نگران خودت نباش،



لیاقت تو بیش از این‌هاست،



آن را به سوی خود بکش.



هر خدمتی که انجام می‌دهی،



بی‌پاداش نخواهد بود و اگر پاداشت را زود دریافت نکردی،



نگران مباش زیرا هرچه دیر آید، خوش آید.



تو نمی‌توانی موفقیت را احضار کنی،



تو فقط می‌توانی لیاقت و شایستگی آن را داشته باشی. 

.

.




قانون چهارم:


از نیروی انتخابت، عاقلانه استفاده کن


تو حق انتخاب داری،


تو می‌توانی بین شکست و ناامیدی


یا شادمانی و کامیابی،


یکی را انتخاب کنی.


انتخاب با توست، انتخاب، منحصر به فرد توست.


تو با قدرت انتخابی که داری،


می‌توانی در شکلی بالاتر، دوباره متولد شوی.


به خودت بنگر، به انتخاب‌هایی فکرکن که تاکنون کرده‌ای،


به لحظه‌هایی که روی زانو افتاده‌ای


تا فرصت انتخاب دوباره به تو داده شود.


آن چه گذشته، گذشته است.



از قدرت انتخابت، عاقلانه سود ببر،



به جای تنفر، عشق،



به جای ایستایی، پویایی،



به جای تأخیر، عمل



و به جای فکرهای منفی، فکرهای مثبت را انتخاب کن.



حالا که چهار قانون شادکامی و موفقیت را یاد گرفتی،



فراموش نکن که در هر حال آن‌ها را به کار ببری.



دیگر به فکر گذشته نباش،



از امروز، امروز لذت ببر



و از فردا، فردا.



تو توانایی این را داری



که شگفتی‌های عظیمی در زندگی‌ات به وجود آوری.



پتانسیل تو نامحدود است.



خودت را همیشه باور کن.



تقدیم به امید زندگیم ....



تاریخ : سه شنبه 12 آذر 1392 | 03:15 ق.ظ | نویسنده : هستی قربانی | نظرات

تعداد کل صفحات : 12 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...